اختر القاريء
فارسى
سوره انسان - تعداد آیات 31
هَلْ أَتَىٰ عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا ( 1 )
آیا زمانی طولانی بر انسان گذشت که چیز قابل ذکری نبود؟!
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا ( 2 )
ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم، و او را میآزماییم؛ (بدین جهت) او را شنوا و بینا قرار دادیم!
إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا ( 3 )
ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس!
إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلَاسِلَ وَأَغْلَالًا وَسَعِيرًا ( 4 )
ما برای کافران، زنجیرها و غلها و شعلههای سوزان آتش آماده کردهایم!
إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا ( 5 )
به یقین ابرار (و نیکان) از جامی مینوشند که با عطر خوشی آمیخته است،
عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا ( 6 )
از چشمهای که بندگان خاص خدا از آن مینوشند، و از هر جا بخواهند آن را جاری میسازند!
يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا ( 7 )
آنها به نذر خود وفا میکنند، و از روزی که شرّ و عذابش گسترده است میترسند،
وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا ( 8 )
و غذای (خود) را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به «مسکین» و «یتیم» و «اسیر» میدهند!
إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا ( 9 )
(و میگویند:) ما شما را بخاطر خدا اطعام میکنیم، و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمیخواهیم!
إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا ( 10 )
ما از پروردگارمان خائفیم در آن روزی که عبوس و سخت است!
فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَٰلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا ( 11 )
(بخاطر این عقیده و عمل) خداوند آنان را از شرّ آن روز نگه میدارد و آنها را میپذیرد در حالی که غرق شادی و سرورند!
وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا ( 12 )
و در برابر صبرشان، بهشت و لباسهای حریر بهشتی را به آنها پاداش میدهد!
مُّتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ ۖ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا ( 13 )
این در حالی است که در بهشت بر تختهای زیبا تکیه کردهاند، نه آفتاب را در آنجا میبینند و نه سرما را!
وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا ( 14 )
و در حالی است که سایههای درختان بهشتی بر آنها فرو افتاده و چیدن میوههایش بسیار آسان است!
وَيُطَافُ عَلَيْهِم بِآنِيَةٍ مِّن فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا ( 15 )
و در گرداگرد آنها ظرفهایی سیمین و قدحهایی بلورین میگردانند (پر از بهترین غذاها و نوشیدنیها)،
قَوَارِيرَ مِن فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا ( 16 )
ظرفهای بلورینی از نقره، که آنها را به اندازه مناسب آماده کردهاند!
وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلًا ( 17 )
و در آنجا از جامهایی سیراب میشوند که لبریز از شراب طهوری آمیخته با زنجبیل است،
وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَّنثُورًا ( 19 )
و بر گردشان (برای پذیرایی) نوجوانانی جاودانی میگردند که هرگاه آنها را ببینی گمان میکنی مروارید پراکندهاند!
وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا ( 20 )
و هنگامی که آنجا را ببینی نعمتها و ملک عظیمی را میبینی!
عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ ۖ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا ( 21 )
بر اندام آنها [= بهشتیان] لباسهایی است از حریر نازک سبزرنگ، و از دیبای ضخیم، و با دستبندهایی از نقره آراستهاند، و پروردگارشان شراب طهور به آنان مینوشاند!
إِنَّ هَٰذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَكَانَ سَعْيُكُم مَّشْكُورًا ( 22 )
این پاداش شماست، و سعی و تلاش شما مورد قدردانی است!
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا ( 24 )
پس در (تبلیغ و اجرای) حکم پروردگارت شکیبا (و با استقامت) باش، و از هیچ گنهکار یا کافری از آنان اطاعت مکن!
وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَيْلًا طَوِيلًا ( 26 )
و در شبانگاه برای او سجده کن، و مقداری طولانی از شب، او را تسبیح گوی!
إِنَّ هَٰؤُلَاءِ يُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَيَذَرُونَ وَرَاءَهُمْ يَوْمًا ثَقِيلًا ( 27 )
آنها زندگی زودگذر دنیا را دوست دارند، در حالی که روز سختی را پشت سر خود رها میکنند!
نَّحْنُ خَلَقْنَاهُمْ وَشَدَدْنَا أَسْرَهُمْ ۖ وَإِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَا أَمْثَالَهُمْ تَبْدِيلًا ( 28 )
ما آنها را آفریدیم و پیوندهای وجودشان را محکم کردیم، و هر زمان بخواهیم جای آنان را به گروه دیگری میدهیم!
إِنَّ هَٰذِهِ تَذْكِرَةٌ ۖ فَمَن شَاءَ اتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِيلًا ( 29 )
این یک تذکر و یادآوری است، و هر کس بخواهد (با استفاده از آن) راهی به سوی پروردگارش برمیگزیند!
كتب عشوائيه
- تاريخ طبرى [ تاريخ الأمم والملوک ]تاريخ طبرى يا تاريخ الرسل والملوک يكى از كتب معتبر تاريخ مىباشد گرچه در تاریخ طبری روایات ضعیف و داستانهای ساختگی هم یافت میشود اما با این وجود در بین کتب تاریخ این کتاب معتبرترین آنهاست. ببينيم امام الطبرى چه مىگويد: امام ابوجعفر محمد بن جرير الطبري مىگويد: در اين كتاب خبر ملوك و پيامبران و خليفگان را كه شاكر خدا بودند و نعمت بيشتر يافتند، و آنها كه نعمتشان به آخرت افتاد، و آنها كه كفران كردند و در ايام حيات متنعم بودند، بياورم، از آغاز خلقت، و چيزى از حوادث ايامشان را ياد كنم كه عمر از استقصاى آن كوتهى كند و كتابها دراز شود، و مدتشان و آغاز و انجام كارشان بگويم، و روشن كنم كه آيا پيش از ايشان كسى بوده؟ و چه بوده؟ و پس از آنها چه شده، و معلوم كنم كه جز خداى واحد قهار دارنده آسمانها و زمين و مخلوق آن، كس قديم نباشد، و اين به اختصار باشد، نه مفصل، كه هدف كتاب ما استدلال در اين باب نيست، بلكه تاريخ ملوك گذشته است، و شمعهاى از اخبارشان، و زمان رسولان و پيامبران و مقدار عمرشان، و مدت خليفگان سلف و چيزى از سرگذشتشان و قلمرو حكومتشان و حوادث عصرشان، و به دنبال آن ذكر ياران پيامبر محمد صلى الله عليه وسلم و نامها و كنيهها و نسبهايشان و مدت عمرشان، و وقت وفات هر كدامشان را با موضع وفات بياورم، سپس از تابعان و اخلاقشان سخن آورم، و معلوم كنم كه روايت كدامشان را پسنديدهام و نقل كردهام و آنها كه روايتشان را نپسنديدهام و نياوردهام. بيننده كتاب ما بداند كه بناى من در آنچه آوردهام و گفتهام بر راويان بوده است نه حجت عقول و استنباط نفوس، به جز اندكى كه علم اخبار گذشتگان به خبر و نقل به متأخران تواند رسيد، نه استدلال و نظر، و خبرهاى گذشتگان كه در كتاب ما هست و خواننده عجب داند يا شنونده نپذيرد و صحيح نداند، از من نيست، بلكه از ناقلان گرفتهام و همچنان ياد كردهام.
نویسنده : محمد بن جرير الطبري
مترجم : ابو القاسم پاینده
ناشر : سایت عقیده http://www.aqeedeh.com
المصدر : http://www.islamhouse.com/p/178539
- جادو از نظر اسلام و تأثیر آن در جامعهجادو و گفتگو پیرامون آن موضوع بسیار مهم است، زیرا بسیاری از مردم به علت عدم شناخت نسبت به حقیقت آن، گاهی آن را مفید و سودمند میدانند، و شیطانهای جنی و انسی نیز برای ترویج آن بسیار حریصند، حتی گاهی آن را به اسم دیگری مینامند. به این خاطر بررسی و اهتمام برای شناخت این مرض مزمن و لاعلاج و بیماری خطرناک لازم است همانطور که پزشکان برای شناخت بیماریهای جسمی و پیشیگری از آن برای یافتن راه علاج میکوشند، علماء نیز موظفند به اینگونه بیماریها (سحر) توجه داشته باشند
نویسنده : صالح بن فوزان الفوزان
مترجم : نور محمد نور محمدی
ناشر : سایت عقیده http://www.aqeedeh.com
المصدر : http://www.islamhouse.com/p/287726
- حجاب زن مسلمانکتابی که در دست دارید در مورد حجاب که یکی از مسائل بسیار مهم و حیاتی میباشد نگاشته شده است، حجاب برای زن همچون حصاری است دور بوستان که در حفاظت و نگهداری آن نقش مؤثری دارد، حجاب نیز به ارزش و مقام زن میافزاید و مرتبة او را بلند میکند. در این رساله این سوء تفاهم که برخی دو مسأله ستر عورت و حجاب را یکی پنداشته و نسبت به فهم حجاب دچار اشتباه شده اند برطرف نموده و آیاتی که مربوط به هریک از این دو مسأله هستند , از کتب تفسیر توضیحاتی داده شده است
ناشر : سایت عقیده http://www.aqeedeh.com
المصدر : http://www.islamhouse.com/p/324596
- شیعه وسنتاولین کسانی که پس از طلوع فجر اسلام دسیسه و نیرنگ به کار بردند، فرزندان کینهتوز یهود بودند. آنان در شریعت اسلامی به اسم اسلام، دسیسه و نیرنگ به کار بردند تا شکار فرزندان اسلام آسان شود؛ یعنی، شکار مسلمانان بیخبر از عقاید اسلام و باورهای صحیح و خالص. در رأس این حیلهگران منافقِ متظاهر به اسلام و کتمان کنندگان کفر و سرکشانِ علیه اسلام، عبدالله بن سباء، یهودی کثیف، وجود داشت که موسس فرقه باطل تشیع و رفض است این کتاب موقف شیعه در مورد سنت را به طور مفصل بیان می نماید....
نویسنده : إحسان إلهي ظهير
ناشر : سایت عقیده http://www.aqeedeh.com
المصدر : http://www.islamhouse.com/p/309751
- کارنامه امام زمانامام حسن عسکری در سال 260 هجری در سامرا بدون اینکه صاحب فرزندی شود وفات کردند. میراثش نیز بین مادرش «حدیث» و برادرش «جعفر» تقسیم شد. این پریشانی باعث شد 14 مذهب جدید به لیست مذهبهای تشیع اضافه شود. آخرین گروه که همان دوازده امامیها باشند با استدلالهای بسیار عجیبی که؛ دنیا تا روز قیامت بر گرد امامی باید بگردد، برای حسن عسکری فرزندی خیالی زائیده او را محمد نام گذاشتند، که بعدها شناسنامهاش را عوض کرده نام «مهدی» را برایش زیبندهتر دیدند، و این موجود خیالی را که وجود خارجی نداشت از دید مردم پنهان تصور کرده، امام غائب نامیدند.
نویسنده : محمد باقر سجودی
ناشر : سایت عقیده http://www.aqeedeh.com
المصدر : http://www.islamhouse.com/p/265996












