اختر القاريء
فارسى
سوره صافات - تعداد آیات 182
رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ ( 5 )

پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، و پروردگار مشرقها!
إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ ( 6 )

ما آسمان نزدیک [= پایین] را با ستارگان آراستیم،
لَّا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ ( 8 )

آنها نمیتوانند به (سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرادهند، (و هرگاه چنین کنند) از هر سو هدف قرارمیگیرند!
دُحُورًا ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ ( 9 )

آنها به شدّت به عقب رانده میشوند؛ و برای آنان مجازاتی دائم است!
إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ ( 10 )

مگر آنها که در لحظهای کوتاه برای استراق سمع به آسمان نزدیک شوند، که «شهاب ثاقب» آنها را تعقیب میکند!
فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَا ۚ إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّن طِينٍ لَّازِبٍ ( 11 )

از آنان بپرس: «آیا آفرینش (و معاد) آنان سختتر است یا آفرینش فرشتگان (و آسمانها و زمین)؟! ما آنان را از گل چسبندهای آفریدیم!
وَإِذَا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ ( 14 )

و هنگامی که معجزهای را ببینند، دیگران را نیز به استهزا دعوت میکنند!
أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ( 16 )

آیا هنگامی که ما مُردیم و به خاک و استخوان مبدّل شدیم، بار دیگر برانگیخته خواهیم شد؟!
قُلْ نَعَمْ وَأَنتُمْ دَاخِرُونَ ( 18 )

بگو: «آری، همه شما زنده میشوید در حالی که خوار و کوچک خواهید بود!
فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ فَإِذَا هُمْ يَنظُرُونَ ( 19 )

تنها یک صیحه عظیم واقع میشود، ناگهان همه (از قبرها برمیخیزند و) نگاه میکنند!
هَٰذَا يَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ ( 21 )

(آری) این همان روز جدایی (حقّ از باطل) است که شما آن را تکذیب میکردید!
احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ ( 22 )

(در این هنگام به فرشتگان دستور داده میشود:) ظالمان و همردیفانشان و آنچه را میپرستیدند...
مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَىٰ صِرَاطِ الْجَحِيمِ ( 23 )

(آری آنچه را) جز خدا میپرستیدند جمع کنید و بسوی راه دوزخ هدایتشان کنید!
وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ ( 27 )

(و در این حال) رو به یکدیگر کرده و از هم میپرسند...
قَالُوا إِنَّكُمْ كُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْيَمِينِ ( 28 )

گروهی (میگویند: «شما رهبران گمراهی بودید که به ظاهر) از طریق خیرخواهی و نیکی وارد شدید امّا جز فریب چیزی در کارتان نبود)!»
قَالُوا بَل لَّمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ( 29 )

(آنها در جواب) میگویند: «شما خودتان اهل ایمان نبودید (تقصیر ما چیست)؟!
وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ ۖ بَلْ كُنتُمْ قَوْمًا طَاغِينَ ( 30 )

ما هیچ گونه سلطهای بر شما نداشتیم، بلکه شما خود قومی طغیانگر بودید!
فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَا ۖ إِنَّا لَذَائِقُونَ ( 31 )

اکنون فرمان پروردگارمان بر همه ما مسلّم شده، و همگی از عذاب او میچشیم!
فَأَغْوَيْنَاكُمْ إِنَّا كُنَّا غَاوِينَ ( 32 )

ما شما را گمراه کردیم، همان گونه که خود گمراه بودیم!
فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ ( 33 )

(آری) همه آنها [= پیشوایان و پیروان گمراه] در آن روز در عذاب الهی مشترکند!
إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ ( 35 )

چرا که وقتی به آنها گفته میشد: «معبودی جز خدا وجود ندارد»، تکبّر و سرکشی میکردند...
وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُو آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونٍ ( 36 )

و پیوسته میگفتند: «آیا ما معبودان خود را بخاطر شاعری دیوانه رها کنیم؟!»
بَلْ جَاءَ بِالْحَقِّ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ ( 37 )

چنین نیست، او حقّ را آورده و پیامبران پیشین را تصدیق کرده است!
إِنَّكُمْ لَذَائِقُو الْعَذَابِ الْأَلِيمِ ( 38 )

اما شما (مستکبران کوردل) بطور مسلّم عذاب دردناک (الهی) را خواهید چشید!
وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ( 39 )

و جز به آنچه انجام میدادید کیفر داده نمیشوید،
يُطَافُ عَلَيْهِم بِكَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ ( 45 )

و گرداگردشان قدحهای لبریز از شراب طهور را میگردانند؛
لَا فِيهَا غَوْلٌ وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنزَفُونَ ( 47 )

شرابی که نه در آن مایه تباهی عقل است و نه از آن مست میشوند!
وَعِندَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِينٌ ( 48 )

و نزد آنها همسرانی زیبا چشم است که جز به شوهران خود عشق نمیورزند.
كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَّكْنُونٌ ( 49 )

گویی از (لطافت و سفیدی) همچون تخممرغهایی هستند که (در زیر بال و پر مرغ) پنهان مانده (و دست انسانی هرگز آن را لمس نکرده است)!
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ ( 50 )

(در حالی که آنها غرق گفتگو هستند) بعضی رو به بعضی دیگر کرده میپرسند...
يَقُولُ أَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ ( 52 )

که پیوسته میگفت: آیا (به راستی) تو این سخن را باور کردهای...
أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَدِينُونَ ( 53 )

که وقتی ما مُردیم و به خاک و استخوان مبدّل شدیم، (بار دیگر) زنده میشویم و جزا داده خواهیم شد؟!»
فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَوَاءِ الْجَحِيمِ ( 55 )

اینجاست که نگاهی میکند، ناگهان او را در میان دوزخ میبیند.
قَالَ تَاللَّهِ إِن كِدتَّ لَتُرْدِينِ ( 56 )

میگوید: «به خدا سوگند نزدیک بود مرا (نیز) به هلاکت بکشانی!
وَلَوْلَا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ ( 57 )

و اگر نعمت پروردگارم نبود، من نیز از احضارشدگان (در دوزخ) بودم!
أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِينَ ( 58 )

(سپس به یاران خود میگوید: ای دوستان!) آیا ما هرگز نمیمیریم (و در بهشت جاودانه خواهیم بود)،
إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولَىٰ وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ( 59 )

و جز همان مرگ اول، مرگی به سراغ ما نخواهد آمد، و ما هرگز عذاب نخواهیم شد.
أَذَٰلِكَ خَيْرٌ نُّزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ ( 62 )

آیا این (نعمتهای جاویدان بهشتی) بهتر است یا درخت (نفرتانگیز) زقّوم؟!
فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِئُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ ( 66 )

آنها [= مجرمان] از آن میخورند و شکمها را از آن پر میکنند!
وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ ( 71 )

و قبل از آنها بیشتر پیشینیان (نیز) گمراه شدند!
وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ ( 75 )

و نوح، ما را خواند (و ما دعای او را اجابت کردیم)؛ و چه خوب اجابت کنندهای هستیم!
وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ( 76 )

و او و خاندانش را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم،
وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ ( 77 )

و فرزندانش را همان بازماندگان (روی زمین) قرار دادیم،
إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ( 84 )

(به خاطر بیاور) هنگامی را که با قلب سلیم به پیشگاه پروردگارش آمد؛
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ ( 85 )

هنگامی که به پدر و قومش گفت: «اینها چیست که میپرستید؟!
أَئِفْكًا آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ ( 86 )

آیا غیر از خدا به سراغ این معبودان دروغین میروید؟!
فَرَاغَ إِلَىٰ آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ ( 91 )

(او وارد بتخانه شد) مخفیانه نگاهی به معبودانشان کرد و از روی تمسخر گفت: «چرا (از این غذاها) نمیخورید؟!
فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًا بِالْيَمِينِ ( 93 )

سپس بسوی آنها رفت و ضربهای محکم با دست راست بر پیکر آنها فرود آورد (و جز بت بزرگ، همه را درهم شکست).
وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ( 96 )

با اینکه خداوند هم شما را آفریده و هم بتهایی که میسازید!»
قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ ( 97 )

(بتپرستان) گفتند: «بنای مرتفعی برای او بسازید و او را در جهنّمی از آتش بیفکنید!»
فَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَسْفَلِينَ ( 98 )

آنها طرحی برای نابودی ابراهیم ریخته بودند، ولی ما آنان را پست و مغلوب ساختیم!
وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَىٰ رَبِّي سَيَهْدِينِ ( 99 )

(او از این مهلکه بسلامت بیرون آمد) و گفت: «من به سوی پروردگارم میروم، او مرا هدایت خواهد کرد!
فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ ( 101 )

ما او [= ابراهیم] را به نوجوانی بردبار و صبور بشارت دادیم!
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَىٰ فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَىٰ ۚ قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ ( 102 )

هنگامی که با او به مقام سعی و کوشش رسید، گفت: «پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح میکنم، نظر تو چیست؟» گفت «پدرم! هر چه دستور داری اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت!»
فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ ( 103 )

هنگامی که هر دو تسلیم شدند و ابراهیم جبین او را بر خاک نهاد...
قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا ۚ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ( 105 )

آن رؤیا را تحقق بخشیدی (و به مأموریت خود عمل کردی)!» ما این گونه، نیکوکاران را جزا میدهیم!
وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِينَ ( 112 )

ما او را به اسحاق -پیامبری از شایستگان- بشارت دادیم!
وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَىٰ إِسْحَاقَ ۚ وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ مُبِينٌ ( 113 )

ما به او و اسحاق برکت دادیم؛ و از دودمان آن دو، افرادی بودند نیکوکار و افرادی آشکارا به خود ستم کردند!
وَنَجَّيْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ( 115 )

و آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ نجات دادیم!
وَنَصَرْنَاهُمْ فَكَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ ( 116 )

و آنها را یاری کردیم تا بر دشمنان خود پیروز شدند!
إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلَا تَتَّقُونَ ( 124 )

به خاطر بیاور هنگامی را که به قومش گفت: «آیا تقوا پیشه نمیکنید؟!
أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِينَ ( 125 )

آیا بت «بعل» را میخوانید و بهترین آفریدگارها را رها میسازید؟!
اللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ( 126 )

خدایی که پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست!»
فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ( 127 )

امّا آنها او را تکذیب کردند؛ ولی به یقین همگی (در دادگاه عدل الهی) احضار میشوند!
إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ ( 134 )

و به خاطر بیاور زمانی را که او و خاندانش را همگی نجات دادیم،
إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ ( 135 )

مگر پیرزنی که از بازماندگان بود (و به سرنوشت آنان گرفتار شد)!
وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ ( 137 )

و شما پیوسته صبحگاهان از کنار (ویرانههای شهرهای) آنها میگذرید...
إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ( 140 )

به خاطر بیاور زمانی را که به سوی کشتی پر (از جمعیّت و بار) فرار کرد.
فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ ( 141 )

و با آنها قرعه افکند، (و قرعه به نام او افتاد و) مغلوب شد!
فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ( 142 )

(او را به دریا افکندند) و ماهی عظیمی او را بلعید، در حالی که مستحقّ سرزنش بود!
فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ سَقِيمٌ ( 145 )

(به هر حال ما او را رهایی بخشیدیم و) او را در یک سرزمین خشک خالی از گیاه افکندیم در حالی که بیمار بود!
وَأَنبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِّن يَقْطِينٍ ( 146 )

و بوته کدوئی بر او رویاندیم (تا در سایه برگهای پهن و مرطوبش آرامش یابد)!
وَأَرْسَلْنَاهُ إِلَىٰ مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ ( 147 )

و او را به سوی جمعیّت یکصد هزار نفری -یا بیشتر- فرستادیم!
فَآمَنُوا فَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَىٰ حِينٍ ( 148 )

آنها ایمان آوردند، از این رو تا مدّت معلومی آنان را از مواهب زندگی بهرهمند ساختیم!
فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ ( 149 )

از آنان بپرس: آیا پروردگارت دخترانی دارد و پسران از آن آنهاست؟!
أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثًا وَهُمْ شَاهِدُونَ ( 150 )

آیا ما فرشتگان را مؤنث آفریدیم و آنها ناظر بودند؟!
وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ( 152 )

«خداوند فرزند آورده!» ولی آنها به یقین دروغ میگویند!
مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ( 154 )

شما را چه شده است؟! چگونه حکم میکنید؟! (هیچ میفهمید چه میگویید؟!)
وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَبًا ۚ وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ( 158 )

آنها [= مشرکان] میان او [= خداوند] و جنّ، (خویشاوندی و) نسبتی قائل شدند؛ در حالی که جنّیان بخوبی میدانند که این بتپرستان در دادگاه الهی احضار میشوند!
فَكَفَرُوا بِهِ ۖ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ( 170 )

(امّا هنگامی که این کتاب بزرگ آسمانی بر آنها نازل شد،) به آن کافر شدند؛ ولی بزودی (نتیجه کار خود را) خواهند دانست!
وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ ( 171 )

وعده قطعی ما برای بندگان فرستاده ما از پیش مسلّم شده...
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّىٰ حِينٍ ( 174 )

از آنها [= کافران] روی بگردان تا زمان معیّنی (که فرمان جهاد فرارسد)!
وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ ( 175 )

و وضع آنها را بنگر (چه بیمحتواست) اما بزودی (نتیجه اعمال خود را) میبینند!
فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَاءَ صَبَاحُ الْمُنذَرِينَ ( 177 )

امّا هنگامی که عذاب ما در آستانه خانههایشان فرود آید، انذارشدگان صبحگاه بدی خواهند داشت!
وَأَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ ( 179 )

و وضع کارشان را ببین؛ آنها نیز به زودی (نتیجه اعمال خود را) میبینند!
كتب عشوائيه
- تفسير سورة فاتحهحمد و سپاس خدایی را که صاحب همه محامد و خیرات و فضایل است. ستایش شایسته اوست که دارای «اسماء حسنی» و صفات والاست. حمد و سپاس شایسته خدایی که همه ستودنیها را به کاملترین وجه داراست. سپاس مخصوص خدایی است که ما را به اسلام هدایت کرده و توفیق و التزام به خیر و برکات پایبندی به قرآن و سنت در حد توانمان را ارزانی فرمود. سپاس خدایی را که به خاطر خیرات ستودنی است و در هر حال ستوده میشود. و شهادت میدهم به اینکه خدایی بحق جز خدای یگانه و بیشریک وجود ندارد، و به اینکه محمد بنده و فرستاده او، و برگزیده و خلیل وی میباشد. درود و سلام خدا بر او و آل و اصحاب او و – تا روز قیامت – بر کسانی که راه آنان را بپیمایند. اما بعد: از خداوند متعال مسألت مینمایم که بنده و شما را از زمره کسانی قرار دهد که از قرآن نفع میبرند و در آن تدبر میکنند، کسانی که قرائت، تلاوت، حفظ، تدبر و فهم آن برایشان آسان میباشد. و از او مسألت مینمایم از قرآن چیزی را به ما بیاموزد که باعث روشنی چشمانمان و گشادگی سینههایمان گردد. ابتدای قرآن کریم سوره فاتحه قرار دارد و لذا اولین جایی که باید تفسیر شود این سوره ارزشمند است، و علاوه بر اینکه باید از جهت قرآن بودن و نیاز به فهم آیات هفتگانه آن تفسیر شود، تفسیر آن از این جهت نیز لازم است که در نماز که بزرگترین ارکان عملی اسلام است باید خوانده شود و برای کسی که به هنگام نماز در آیاتی که میخواند و هر چه از علم، فهم و اعتقاد بر زبان میراند، تدبر نماید، ثوابش بیشتر میشود.
نویسنده : صالح بن عبد العزيز آل الشيخ
مترجم : اسحاق بن عبدالله دبيرى العوضى
المصدر : http://www.islamhouse.com/p/44620
- تاريخ طبرى [ تاريخ الأمم والملوک ]تاريخ طبرى يا تاريخ الرسل والملوک يكى از كتب معتبر تاريخ مىباشد گرچه در تاریخ طبری روایات ضعیف و داستانهای ساختگی هم یافت میشود اما با این وجود در بین کتب تاریخ این کتاب معتبرترین آنهاست. ببينيم امام الطبرى چه مىگويد: امام ابوجعفر محمد بن جرير الطبري مىگويد: در اين كتاب خبر ملوك و پيامبران و خليفگان را كه شاكر خدا بودند و نعمت بيشتر يافتند، و آنها كه نعمتشان به آخرت افتاد، و آنها كه كفران كردند و در ايام حيات متنعم بودند، بياورم، از آغاز خلقت، و چيزى از حوادث ايامشان را ياد كنم كه عمر از استقصاى آن كوتهى كند و كتابها دراز شود، و مدتشان و آغاز و انجام كارشان بگويم، و روشن كنم كه آيا پيش از ايشان كسى بوده؟ و چه بوده؟ و پس از آنها چه شده، و معلوم كنم كه جز خداى واحد قهار دارنده آسمانها و زمين و مخلوق آن، كس قديم نباشد، و اين به اختصار باشد، نه مفصل، كه هدف كتاب ما استدلال در اين باب نيست، بلكه تاريخ ملوك گذشته است، و شمعهاى از اخبارشان، و زمان رسولان و پيامبران و مقدار عمرشان، و مدت خليفگان سلف و چيزى از سرگذشتشان و قلمرو حكومتشان و حوادث عصرشان، و به دنبال آن ذكر ياران پيامبر محمد صلى الله عليه وسلم و نامها و كنيهها و نسبهايشان و مدت عمرشان، و وقت وفات هر كدامشان را با موضع وفات بياورم، سپس از تابعان و اخلاقشان سخن آورم، و معلوم كنم كه روايت كدامشان را پسنديدهام و نقل كردهام و آنها كه روايتشان را نپسنديدهام و نياوردهام. بيننده كتاب ما بداند كه بناى من در آنچه آوردهام و گفتهام بر راويان بوده است نه حجت عقول و استنباط نفوس، به جز اندكى كه علم اخبار گذشتگان به خبر و نقل به متأخران تواند رسيد، نه استدلال و نظر، و خبرهاى گذشتگان كه در كتاب ما هست و خواننده عجب داند يا شنونده نپذيرد و صحيح نداند، از من نيست، بلكه از ناقلان گرفتهام و همچنان ياد كردهام.
نویسنده : محمد بن جرير الطبري
مترجم : ابو القاسم پاینده
ناشر : سایت عقیده http://www.aqeedeh.com
المصدر : http://www.islamhouse.com/p/178539
- عقیدۀ اهل سنت و جماعتاين كتاب حاوي نكات مهم عقيده اهل سنت و جماعت مى باشد که دانستن آن بر هر مردو زن مسلمان لازم است که آنرا بدانند خلاصه عقيده اسلامي يعني: ايمان محكم و قاطع به خداي تعالي، ـ و آنچه از توحيد و طاعت واجب مى شود ـ و ايمان به فرشتگان، و كتاب هاي آسماني، و پيامبران، و روز آخرت، و قدر و سرنوشت، و آنچه از امور غيبي ثابت شده است
نویسنده : نظام الدین نافع
ناشر : سایت عقیده http://www.aqeedeh.com
المصدر : http://www.islamhouse.com/p/277130
- 850 سؤال و جواب درباره قرآن، سنت، فقه، تاریخاین کتاب شامل سوالها و جوابهایی در مسایل قرآن کریم سنت و تاریخ و فقه شامل معانی و اسماءِ قرآن کریم معجزه قرآن، نزول قرآن، اسباب نزول، جمع قرآن، ترتیب سور و آیات، تفسیر معارف عام و خاص از سور و آیات قرآن و مسائل مهم فقهی، تاریخی و حدیثی می باشد
ناشر : سایت عقیده http://www.aqeedeh.com
المصدر : http://www.islamhouse.com/p/317743
- صحابه را بدست آوردم بدون اینکه اهل بیت را از دست بدهماین کتاب خاطرات هدایت برادر بحرینی می باشد که بعد از مطالعه و تفکر و تعقل با ترک مذهب باطل رافضه به مذهب حقه اهل سنت گرویده است.
نویسنده : علی بن محمد القضیبى
المصدر : http://www.islamhouse.com/p/255796